غزل رضوی عباس شاه زیدی از رادیو ایران برنامه کارنامکبر روی متون آبی نگه دارید

 

گريه غوغا مي كند ، دل های ويران بيشتر

صحن را پر كرده امشب بوی  باران بيشتر

هرچه كردم تا ضريحت را ببوسم لحظه ای

بست برمن راه را اين بيشتر ، آن بيشتر

يا تو داری مي كشی شعر مرا سمت جنون

يا دل من می زند خود را به توفان بيشتر

خوب جايی آمدی شاعر مگر نشنيده ای

با کریمان می شود هرمشکل آسان بيشتر

 

 

از شما پنهان نباشد از خدا پنهان كه نيست

من خدا را ديده ام سمت خراسان بيشتر

بسته هركس جايی از جغرافيا دل را و من

بسته ام سمت شمال شرق ايران بيشتر

بند بندم بیقرار اصفهان تا مشهد است

انس دارد روح من با این بیابان بیشتر

شب  میان پنج صحن و  هفت ایوان طلا

ماه جولان می دهد در این شبستان بیشتر

 

پنجره فولاد يعنی بارش يكريز نور

هرچه اين جا درد مي بينيد درمان بيشتر

علّتش  را من نمی دانم ولی در اين حرم

بوي عطر كربلا جاری است در جان بيشتر

دارم امشب مي روم اما دلم پيش شماست

اي گرفتار تو دل های پريشان بيشتر

اين كه مارا دوست می داريد يا نه با شماست

ما شما را دوست می داريم از جان بيشتر

مشهد1388

عباس شاه زیدی

فایل صوتی مرتبط