میلاد امام حسین مبارکبر روی متون آبی نگه دارید

 

به اباعبدالله الحسین مظهرزیبایی ها

 

عشق سرزد از دلم با آب و تاب دیگری

شاید امشب هم نوشتم شعر ناب دیگری

گشته ام میخانه های شهر را هرشب، ولی

"حا " و" سین "و" یا "و" نون "دارد شراب دیگری

"حا و سین و یا و نون " یعنی خدا واکرده است

از کتاب عاشقی فصل الخطاب دیگری

این که در هر حلقه اش جان دو عالم شد اسیر

گیسوانش را خدا داده است تاب دیگری

داستان کربلایش "کاف  "ها " یا  "عین  "صاد "

وحی هم آمد به شآنش با خطاب دیگری

جبرییل از پنجمی  تا گفت آدم گریه کرد

گفت نامش زد به جانم التهاب دیگری

جمله از شهر و دیار و آب و خاکی دیگرند

هست اما این یکی از خاک و آب دیگری

درشب میلاد او فطرس برای عرشیان

گفت از اوصاف او با آب و تاب دیگری

در میان شافعان روز محشر هم خدا

با وجود او ندارد انتخاب دیگری

این که در گنجینه اش عمّان حسین اللهی است

کرده روی حرف خود حتما حساب دیگری

هرکسی لب تشنه ی دریای عشق او نشد

شد گرفتار از سرابی در سراب دیگری

تشنگی ، سیراب ِ سوز ظهر عاشورای اوست

واشد از داغش به اقیانوس باب دیگری

زنده ی جاوید یعنی او که تا "یوم الجزا"

می کند هرساله نامش انقلاب دیگری

ناخدای کشتی هستی ! خدایت بسته است

بادبان کشتی ات را با طناب دیگری

هست ذکر هرشبم " یا لیتنا کنّا معک"

با همین غم می روم هر شب به خواب دیگری

 عباس شاه زیدی